محمدتقى نورى

361

اشرف التواريخ ( فارسي )

در هنگامى كه چمن سلطانيه از انتصاب قباب سرادقات جلال رشك جنّات ثمانيه بود راى عالم‌آراى پادشاهى به تهيّه و تدارك عبد الرحمن پاشا قرار گرفته ، فوجى از غازيان ركابى را به سردارى فرج اللّه خان افشار كه به منصب نسقچىباشىگرى ديوان پادشاهى سرافرازى داشت با امان اللّه خان ، والى كردستان ، مأمور به انتزاع محل اختيار عبد الرحمن پاشا فرمودند . على پاشا كه از ورود غازيان ركابى مطّلع مىشود كحياى ( 171 ) بغداد كه مرد متشخص صاحب وجود و در شيوهء سپهدارى و سپاهيگرى « 1 » سرآمد امراى دولت عثمانى بود با معادل سى چهل هزار نفر از سوار و پيادهء رومى و ينكچرى با اثاثه توپخانه و آلات حرب و ادوات پيكار مأمور به سمت ذهاب نمود و « 2 » از طرف ( 145 الف ) قرين الشرف اعلىحضرت صاحبقرانى نيز نوّاب شاهزاده محمّد على ميرزا كه اسن اولاد حضرت صاحبقران گيتىستان و صاحب‌اختيار ولايت قزوين و در آن‌وقت از ملتزمين ركاب نصرت‌قرين پادشاهى بود با فوجى از دلاوران كه به نوك سنان كلف از روى ماه مىربودند مأمور به مقابله و مقاتلهء سپاه « 3 » روم گرديد . امان اللّه خان والى و فرج اللّه خان و عبد الرحمن پاشا كه از ورود عساكر قيامت اثر روم آگاه گرديدند و در سرحدّ ذهاب نيز لشكر « 4 » بسيارى از جانب پاشايان سرحدات جمع شده بودند پيش رفتن را مناسب ندانسته در بعضى از منازل منتظر وصول موكب شاهزاده محمّد على ميرزا بودند . چون افواج قاهره قريب به كرمانشاهان رسيدند ، احكام مؤكّده به حركت سرداران مأمورين به سمت ذهاب صادر شده ، سرداران حسب الحكم شاهزادگى عازم مقصد و جناب شاهزاده نيز با صولت تمام و ابهّت ما لا كلام « 5 » نزول اجلال را به بلده كرمانشاهان ارزانى و از قرار تقرير متردّدين به كيفيّت و كميّت لشكر « 6 » روم استحضار كامل حاصل كرده كه كحيا با جمعيّت بسيار در ذهاب آرام و قرار دارد و به قدر چهار پنج هزار سوار را به قراولى مأمور « 7 » نموده و خود « 8 » به فاصلهء چهار فرسخ از ذهاب به آن‌طرف افتاده ،

--> ( 1 ) . مج : سپاهيگرى . ملك : سپاهگرى . ( 2 ) . ملك : « و » ندارد . ( 3 ) . مج : سپاه بىقياس . ( 4 ) . مج : به كميت و كيفيت و اراده عسكر . ( 5 ) . ملك : لاكلام . ( 6 ) . مج : وارده عسكر . ( 7 ) . مج : مأمور به قراولى . ( 8 ) . مج : « و خود » ندارد .